روزی از راه آمدی اینجا ساعتش را درست یادم نیست دیدم انگار دوستت دارم علّتش را درست یادم نیست چشم من از همان نگاه نخست با تو احساس آشنایی کرد خنده اَت حالت عجیبی داشت حالتش را درست یادم نیست زیر چشمی نگاه میکردم صورتت را و در خیال خودم می زدم بوسه بر کنار شلبت لذّتش را درست یادم نیست آن شب از فکر تو میان نماز، بین آیات سورۀ توحید لَم یَلِد را یَلِد ولَم خواندم رکعتش را درست یادم نیست باورش سخت بود و نا ممکن که دلم بوی عاشقی می داد پیش از این او همیشه تنها بود مدّتش را درست یادم نیست مانده بود از تمام خاطره ها یک نفر در میان آئینه اسم او ....بود اما شهرتش را درست یادم نیست
نظرات شما عزیزان:
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید
Home
|
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 5
بازدید هفته : 19
بازدید ماه : 16
بازدید کل : 18480
تعداد مطالب : 579
تعداد نظرات : 59
تعداد آنلاین : 1